احمد منزوى

2113

فهرستواره كتابهاى فارسى ( فارسى )

« تجربة الاحرار و تسلية الابرار » ( - بخش تاريخ ايران 2 / 917 ) نهاد . مشترك 11 / 859 نامش ؛ تاريخ تذكره 1 / 434 ، همانجا 2 / 597 ؛ تذكره‌نويسى 768 ؛ سبك‌شناسى 3 / 320 . مجلس 3 ج 2 / 537 به تفصيل . حدايق الجنان . ناصر فرزند قاسم فرزند حاجى محمد تركستانى ( القرمانى ، فرغانى ؟ كرمينى ؟ ) . در مقامات و مناقب شيخ الشيوخ سيد احمد ، از مردم كاسه‌تراشان ، از پيران سمرقند ، سده‌ى 9 ق . اين « سيد » از همروزگاران شاه نعمت اللّه ولى ( د 834 / 1427 م ) بوده . در ص 18 آمده : از شيخ نقلست كه مىفرمودند من فرزند حقيقى امير سيد نعمت اللّه‌ام . قصه چنان بود كه امير تيمور بعد از فتح بلاد عراق ، سيد نعمت را با خود به سمرقند آورده ، در برگشت به دهى مىرسند كه خواجه حسن ( پدر سيد احمد صاحب حال ) در آنجا به زراعت مشغول بوده ، خواجه از سيد مىخواهد كه ما را دختر شود و پسر نمىشود ، و يكى گوسفند به نياز آورده‌ام كه به بركت دعاى شما مرا پسرى روزى شود ، سيد فرمودند حق تعالى ترا پسرى مىدهد ، نام او را سيد احمد كنى كه او فرزند ماست ، و همان‌جا مىگويد مادر حضرت شيخ را بىبى ملكت مىگفتند . . . در 8 « حديقه » : حديقهء 1 - در القاب و نسب و انتساب و ولادت و ايام صبا و بلوغ و بيان مشرب و مقام ايشان ، 2 - رياضات و مجاهدات و انزواى ايشان ، 3 - در بيان وصول به حق و علم اليقين و سير فى اللّه و عن اللّه و مقام تمكين ، 4 - در بيان شيخى و ارشاد و اجازت علما و پادشاه و عمارت خانقاه و مرتبهء حق اليقين و مقام تكميل ، 5 - در بيان اجتماع روش‌ها و تقوى و اجازات رجال الغيب و مقام تلقين ، 6 - در ذكر معارف و حقايق و اصطلاحات و مقام تسكين ايشان ، 7 - اولاد و ازواج و خلفا و فقرا از رجال و نساء ، 8 - را ندارد . در حديقهء سوم ( ص 95 ) آمده : اول بار كه بناى طريقت نهاد چهل كس از زن و مرد ، در يك روز مريد شدند : اول ايشان استاد عثمان بود . . . در حديقهء هفتم آمده است كه پنج بار ازدواج كرده است ، از همسر نخستين به نام بىبى فاطمه ، وى را چهار پسر و يك دختر شده بود . نخستين را بابا سيد محمود نام نهادند ، و مىگفتند ( سيد احمد ) ما را سيادت نيست و ليكن به موجب امر نعمت اللّه كه مرا سيد احمد نام كرده‌اند ، من نيز نام اولاد خود را به كلمهء سيد مشرف مىگردانم . . . دومين ابو بكر بابا سنگو ، سومين دولت خاتون ، چهارمين بابا محمد « كه امروز ابتدا و اقتداى اصحاب به ايشان است » و در زندگىنامهء اين بابا محمد مىگويد چهار پسر و سه دختر داشته است ، غزل و مثنوى مىسروده و به « اويسى » تخلص مىكرده ، نمونه‌هايى از غزل عرفانى و عشقى او را نيز ياد مىكند ، و مىافزايد : ايشان را ديوانىست ، و سه مثنوى : « كنز المعانى ، كنز الاسرار ، مفتاح الكنوز » ، دربارهء اين چهار كار به منابع در دسترس مراجعه شد و نام هيچ‌يك به‌دست نيامد . در مورد خلفاى ايشان ، نسخهء ما ( گنج ) متأسفانه از پايان افتادگى دارد و تنها سه تن از ايشان را دربر دارد : 1 - خليفهء نخستين استا عثمان تركستانى ( چند بار نام وى چنين آمده است ) ، كه از شيخ چهار سال كلانتر بوده است ، 2 - درويش پاينده ، 3 - درويش محمد كدوبا ( كدو با - آش كدو ) . آغاز :